سیبویه پیشوای نحویان
سِیبَوَیه : عمرو بن عثمان بن قنبر ( د.180ق/ م) دانشمند مشهور ایرانی و پیشوای مکتب نحوی بصره .
منابع برای وی کنیه های ابوبِشر ، ابوعثمان و ابوالحسن را ذکر کرده اند که به کنیه نخست مشهورتر بوده است ( نک، ابو طیب لغوی ، 65؛ خطیب بغدادی ، 12/195؛ یاقوت ، /114) . در برخی منابع ابو بِشر به ابو بشیر و ابوالحسن به ابوالحسین تصحیف شده است (نک ، ابوطیب لغوی ، همانجا ؛ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، 155) . سیبویه در حدود 140ق در بیضاء از توابع شیراز به دنیا آمد ( سیوطی ، 2/229 ) . منابع کهن وی را از موالی بنی حارث بن کعب و آل ربیع بن زیاد حارثی دانسته اند ( خطیب بغدادی ، 12/195؛ یاقوت ، همانجا؛ ابن خلکان ، 3/463 ) . بیشتر منابع برآنند که سیبویه به معنای بوی سیب است ( نک، یاقوت ، همانجا ؛ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، 155 ) که در این صورت باید اصل کلمه « سیب بویه » باشد (نک، دهخدا ، 9/13875؛ صادقی ، 354) . اما ابن خالویه این کلمه را مشتق از «سی» و« بویه»می داند . یعنی کسی که سی بوی خوش از او برآید و در تفسیر آن گفته است که چون سیبویه همیشه عطرآگین بوده او را این لقب داده اند ( یاقوت ، /115 ؛ سیوطی ، 2/229) . برخی نیز سِیبَوَیه را مرکب از «سیب» و « ویه» به معنی سیب وش یا مانند سیب دانسته ، برآنند که چون وی زیبا روی و گونه هایش به سرخی سیب بوده او را این لقب داده اند ( نک، خطیب بغدادی ، 12/195؛ ابن خلکان ، 3/465 ؛ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، 156 ؛ نجدی ناصف ،95ـ101). برخی مستشرقان نیزاشتقاق سیبویه از سیب را پذیرفته اند و برآنند که این کلمه در اصل «سِیبُو» به معنی سیب کوچک و نامی تحبیبی بوده است ( نک، EI2 ) . علی اشرف صادقی در مقاله ای عالمانه با نقل نظریات قدما و بررسی ونقد آراء مستشرقان و زبانشناسان در باره این کلمه ، نظر نولدکه را پذیرفته و با شواهد و قراین تأیید می کند که اصل این کلمه «سِیبّخت» بوده و معنای آن احتمالاً «نجات یافته به دست سه » یا « سه [او را] نجات داده اند» ، می باشد ( 355ـ360 ).
منابع کهن سال ولادت وی را ذکر نکرده اند .اما وفات او را به اختلاف در 180ق ، 177ق ، 194ق، 161ق دانسته اند ( نک ، یاقوت ، 16/115؛ ابن خلکان ، 3/463؛ یافعی ، 1/348) . به روایت ابن درید وی در شیرازوفات یافته است (نک، ابن خلکان ، 3/464؛ یافعی ، 1/348) .اصمعی قبر وی را در شیراز دیده و ابیاتی را که بر روی آن نوشته شده بوده ،نقل کرده است ( یاقوت ، 16 /115ـ116 ؛ قس ، ابن خلکان ، 3/464) .با این حال ابن قانع در روایتی وفات وی را در بصره و ابن جوزی آن را در ساوه دانسته اند ( نک، ابن خلکان ، 3/464؛ یافعی ، همانجا) .به گفته خطیب بغدادی وی در 32سالگی ( 12/199) و به روایت مرزبانی در 38 سالگی وفات یافته است (یاقوت ، 16/115 ؛ یافعی ، همانجا). اما برخی منابع روایت ثعلب را که گفته است وی بیش از 40 سال زیسته ، ترجیح داده اند (نک، یاقوت ، 16/ 115؛ ابن خلکان ، 3/464) . از آغاز زندگی وی آگاهی زیادی در دست نیست . وی در روزگار خلافت هارون الرشید به عراق رفت( نک ،خطیب بغدادی ، 12/104؛ یاقوت ،16 /115) و پس از فراگیری فقه و حدیث به نحو و لغت روی آورد و نزد عیسی بن عمرثقفی (د.150ق) که از نخستین نحویان به شمار می آید ، کتاب الجامع فی النحو او را خواند ( ذهبی ، تاریخ الاسلام ، 155) . سیبویه علاوه بر عیسی بن عمر از بزرگترین دانشمندان روزگار خود همچون خلیل بن احمد ، یونس بن حبیب ، حماد بن سلمه و ابوالخطاب اخفش (معروف به اخفش اکبر) صرف و نحو وشعر و ادب و لغت فراگرفت ( یاقوت ،16/116؛ ابن خلکان ، 3/463؛ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، 155؛ یافعی ، 1/348) .
ابوزید انصاری با افتخار فراوان وی را از شاگردان خود دانسته ومدعی است که هر جا سیبویه در کتابش عبارت « اَخبَرنی ثقةٌ» را به کار برده است ، مقصودش من بوده ام (نک، ابن خلکان ، 3/465؛ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، 156؛ یافعی ، همانجا).
سیبویه پس از آنکه در علوم مختلف و به ویژه صرف و نحو تبحر یافت ،از بصره به بغداد رفت و به حضور یحیی بن خالد برمکی رسید و از وی خواست تا مقدمات مناظره با کسائی را که در راس نحویان کوفه و معلم امین فرزند هارون الرشید بود ، فراهم آورد . یحیی نخست سیبویه را از این کار بر حذر داشت ، اما با اصرار وی این مناظره ، در حضور گروهی از نحویان از جمله سعید بن مسعده معروف به اخفش اوسط و فرّاء در بغداد برگزار شد و چون در مسئله ای نحوی میان سیبویه و کسائی اختلاف افتاد ، امین جانب استادش کسائی را گرفت و سرانجام با نیرنگ و جنجال آفرینی این مناظره که به« زنبوریه» شهرت یافت ، به سودکسائی پایان یافت . سیبویه پس از آن بغداد را ترک کرد و به زادگاهش در شیراز بازگشت و اندکی بعد درگذشت (یاقوت ، 119ـ120؛ ذهبی ، تاریخ اسلام، 155ـ 156؛ ابن خلکان ، 3/464 ؛ سیوطی، 2/230 ) .به روایتی وی پس از آنکه در این مناظره ناکام ماند، بر آن شد تا به خراسان نزد طلحة بن طاهر که شیفته نحو بود ، رود . اما پیش از رسیدن به بارگاه وی در ساوه بیمار شد و در همانجا درگذشت ( خطیب بغدادی ، 12/198 ؛ ذهبی ، سیراعلام النبلاء ، 8/352 ؛ ابن عماد حنبلی ، 1/252) . در روایت دیگری آمده است که وی در حال احتضارسرش را در دامن برادرش گذاشت و چشم از جهان فرو بست ( یاقوت 16/122) . مناظره جنجال برانگیز زنبوریه از شهرت فراوان برخوردار است و در منابع کهن انعکاس فراوان یافته است . ابوالحسن بن محمد انصاری در منظومه خود ماجرای این مناظره را به نظم درآورده است ( نک ، ابن عماد حنبلی ، 1/254ـ255) . برخی این مناظره را سبب مرگ زود رس سیبویه دانسته اند ( ابن عماد ، 1/255) . سیبویه مناظرات نحوی دیگری نیز با دانشمندانی چون اصمعی داشته است ( یاقوت ، 16/125 ) .
شهرت سیبویه به الکتاب است که آن را به سبب ارزش و اهمیتش قرآن النحو می خوانده اند (ابوطیب لغوی ، 65 ) .وی در این کتاب برای نخستین بار اصول وقواعد نحو را پایه ریزی کرد و شکل نهایی بخشید . با ظهور الکتاب مکتب نحوی بصره به ریاست سیبویه پدید آمد و در مقابل آن مکتب کوفه که کسایی در راس آن بود ، شکل گرفت و اختلافات میان نحویان دو مکتب آغاز شد و تا قرنها ادامه یافت ( نک، قنوجی ، 3/40) . قواعدی که سیبویه در الکتاب تدوین کرد ، چندان مستحکم ، استوار و جامع بود که تا قرنها بعد نحویان نتوانستند چیز جدیدی برآن بیفزایند و تنها به شرح و تبیین آن بسنده کردند .البته پیش از سیبویه رساله هایی در باره علم نحو توسط دانشمندانی چون عیسی بن عمر وخلیل بن احمد تالیف شده بود ، چندانکه گفته اند سیبویه قواعد نحوی کتاب الجامعِ عیسی بن عمر را بسط داد و مباحثی را که از خلیل بن احمد فراگرفته بود ، بدان افزود و همه را در قالب الکتاب به نام خود عرضه کرد (نک، ابن خلکان ، 3/486؛ ابن کثیر، 1/105 ) . این روایت پذیرفتنی نیست .زیرا آثار عیسی بن عمر و خلیل بن احمد از حد قواعدی ساده ، ابتدائی و ناقص تجاوز نمی کرده اند و نمی توانسته اند پشتوانه و اساس کتابی چنان عظیم و پربار و جامع باشند . از این رو ظهور الکتاب و تدوین زودهنگام دستور زبان عربی با آن جامعیت و به شکل تکامل یافته و بدون پشتوانه و پیشینه ای محکم و استوار ، باعث شده پژوهشگران گمان کنند که سیبویه با الهام گرفتن از آثار دستور نویسان بیگانه به ویژه یونانیان و هندیان اقدام به این تالیف عظیم کرده است . استاد فتح الله مجتبایی در کتاب نحو هندی ـ نحو عربی با رد نظریات آن گروه ازمحققان که معتقدند نحو عربی تحت تاثیر نحو یونانی تدوین شده ، با استدلالهای عالمانه خود تاثیر پذیری سیبویه از نحو هندی و الگو برداری وی از قواعد دستور زبان سنسکریت را به خوبی نشان داده است .
به هر حال سیبویه با تالیف الکتاب سنگ بنای نحو عربی را بنیان نهاد . این کتاب در طول تاریخ و از زمان تالیف تا به امروز مهمترین و مشهورترین اثر در نحو عربی به شمار می رود . شروح فراوانی که در دوره های مختلف بر آن نوشته شده ، حاکی از اهمیت و ارزش بسیار آن است . در آغاز، فراگیری این کتاب بسیار پیچیده و گسترده که تقریباً همه اصول و قواعد نحو عربی را دربرداشت ،از عهده هرکس ساخته نبود و به روایتی ابوالحسن اخفش یگانه کسی بود که الکتاب را به طور مستقیم از سیبویه فراگرفت ودر انتشار آن کوشید( نک سیرافی ، 50؛ ابن ندیم ،58 ).اخفش تدریس الکتاب را پیشه خود ساخت و به برکت دانشی که از سیبویه آموخته بود ،امرار معاش می کرد . حتی به روایتی کسائی که خود در راس مکتب نحوی کوفه و از رقیبان سرسخت سیبویه بود ، الکتاب را در خفا نزد اخفش خواند (یاقوت ، 11/229؛ قنوجی، 3/41).
اخفش در نحو ادعای برتری بر سیبویه داشت و مدعی بود که سیبویه در تالیف الکتاب از وی یاری فراوان گرفته و پیش از نوشتن هر مبحث از کتابش ، نخست آن را بر وی عرضه می کرده است (نک ، ابن قتیبه ، 546 ؛ ابوطیب لغوی ، 69؛ زبیدی ، 67؛ یاقوت ،11/227) . این ادعاها برخی نحویان به ویژه ابوعثمان مازنی و ابوعمرجرمی را بیمناک ساخته بود چندان که گمان می کردند وی که تنها راوی الکتاب است ، برآن است تا این اثر را به نام خود کند . از این رو با پرداخت اجرتی درخور، الکتاب را نزد وی خواندند و از آن پس آن را به نام سیبویه منتشر ساختند( ابن انباری ،92؛ یاقوت ، 11/225ـ226). علی نجدی ناصف کتابی مستقل در باره زندگی و آراء نحوی سیبویه تالیف کرده و محمد فاضلی آن را با نام سیبویه پیشوای نحویان به فارسی ترجمه کرده است ( انتشارات دانشگاه مشهد ، 1359ش) .
منابع :
ابن انباری ، عبدالرحمان ، نزهة الالباء، به کوشش ابراهیم سامرایی ، بغداد، 1959م؛ ابن خلکان ، احمد ، وفیات الاعیان ، به کوشش احسان عباس ، بیروت ، 1985م؛ ابن عماد حنبلی ، شذرات الذهب، بیروت ، دارالکتب العلمیة ؛ ابن قتیبه ، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه ، قاهره ، 1960م؛ ابن کثیر ، اسماعیل ، البدایة و النهایة ، بیروت ، مکتبة المعارف؛ ابن ندیم ، الفهرست ، به کوشش رضا تجدد ، تهران ، 1350ش ؛ابوطیب لغوی ، عبدالواحد ، مراتب النحویین ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم ،قاهره ، 1375ق/1955م؛خطیب بغدادی ، احمد ، تاریخ بغداد ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ؛ ذهبی ،محمد ، تاریخ الاسلام ، حوادث و وفیاتِ 171ـ180 ،قاهره ،1368ق ؛همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب الارنووط ، بیروت ، 1413ق؛ زبیدی ، محمد ، طبقات النحویین و اللغویین ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ، 1973م؛ سیرافی ، حسن ،اخبارالنحویین البصریین ، به کوشش فریتس کرنکو، بیروت ،1936م ؛ سیوطی ،عبدالرحمان ، بغیة الوعاة ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم ،قاهره ، 1384ق/1965م؛ صادقی ، علی اشرف ، «درباره وجه اشتقاق کلمه سیبویه » ،آفتابی در میان سایه ای ، جشن نامه دکتر بهمن سرکاراتی ، به کوشش ، علیرضا مظفری و سجاد آیدنلو ، تهران ، 1387ش؛ قنوجی ، صدیق، ابجد العلوم، به کوشش عبدالجبار زکار ، بیروت ، 1978م؛ نجدی ناصف ، علی ،سیبویه پیشوای نحویان ، ترجمه محمد فاضلی ، مشهد ، 1359ش ؛ یافعی ، مرآة الزمان ، بیروت ، ؛یاقوت حموی ، معجم الادباء ، به کوشش مارگلیوث ، بیروت ، 1400ق/1984م ؛ نیز نک :
EI2